سفر مشهد
پسر گلم عزیزم عشقم روزجمعه صبح ساعت ده و نیم از بابایی خداحافظی کردیم و همراه باباجون و مامان جون خاله فهیم و خاله و دخترخاله مامان فاطمه راهی مشهد شدیم خداروشکر سفر خوبی بود شما با اینکه کوچولو بودید ولی خیلی بچه خوبی بودید خداروشکر مامانی رو اذیت نکردید ،البته از باباجونی و خاله فهیم باید خیلی تشکر کرد که توی این سفر خیلی مامانی رو همراهی کردند و همچنین مامان جونی که وقتی توی خونه میومدیم در مواقعی که مامانی کار داشت خیلی مراقب شما بود .سه بار حرم رفتیم هر سه بار اول ورود شما خواب بودید انگار اون آرامش حرم به شما این آرامش رومیداد بعد بیدار میشدید و به همراه باباجونی میرفتید زیارت باباجونی خیلی از زیارت کردن شما لذت میبرد همش به من میگفت...
نویسنده :
مامان فاطمه
10:02









