امیر علی امیر علی ، تا این لحظه: 14 سال و 28 روز سن داره
آیهآیه، تا این لحظه: 12 سال و 18 روز سن داره

امیرعلی وآیه نفس های مامان و بابا

بدو بیا این ور بازار تموم شد

اینا رو امیرعلی جونم میگه وقتی کلی جلوش میوه هست و بچه ام نمیدونه چیکار کنه  واقعیت قضیه اینجاست که یکبار که مامانی از خرید میاد خاله فائز به همراه امیرعلی  به استقبال مامانی میره و امیرعلی وقتی میوه ها رو می بینه از خود بی خود میشه و نتیجه اش میشه ............     ...
12 شهريور 1392

خوابیدن امیرعلی

سلام گل پسره مامان عزیزم خوشگل مامان امروز اومدم در مورد خوابیدنهای متفاوتت بنویسم .از اینکه دیگه نه روی پا می خوابی نه همین طوری حالا دیگه یا باید راه ببریمت تا بخوابی و کمی در هنگام شیرخوردن میخوابی . خاله فائزه معتقد هست که من روش خوابیدن شما رو عوض کردم و به من میگوید این طوری که نمیشه پسر رو خوابوند . روزها یا در بغل خاله فائز در حال راه رفتن میخوابی یا مامانی زحمت میکشد و شما رو در کالسکه در پارکینگ خونه آنقدر راه می برد که شما به خواب میروی من از همه عذرخواهی میکنم و از خاله فائز و مامان جونی حسابی تشکر .اما دیشب به گونه دیگیری در کالسکه خوابیدی که من عکس گرفتم و برایت گذاشته ام که یادگاری بماند گل پسر از کلیه...
27 مرداد 1392

امیرعلی و موتور

امیرعلی جونم سلام مامان گل پسرم ببخشید با تاخیر اومدم .آخه شما نمیزارید توی خونه پای لب تاب بشینم عزیزم این موتور رو خاله مهرانه و کارن جون برای دندونی و تولد برای شما کادو خریدن .   . ...
20 مرداد 1392

یازده ماهگی گل پسر

سلام عزیزم خوشگلم مامان جون روز جمعه ده ماهگی شما تموم شد و وارد یازده ماهگی شدی گل پسرم یک ماه بزرگتر شد و مامان بیشتر عاشقش شد الهی ما مان به قربون تک ستاره زندگیش بره .عزیزم کارهای جدید یاد گرفتی که هرکدوم باعث شده کلی بابایی و مامانی ذوق کنن عزیزم چهاردست و پا رو کما بیش میری ولی وقتی نیاز به سرعت داری همون سینه خیز میری .ب ب  ماما رو کامل میگی وابستگیت به من خیلی بیشتر شده .دیگه مبلا رو میگیری و می ایستی حتی میخوای از مبالا بالا بری از مامان فاطمه که دیگه کاملا بالا میری اگر پای گاز ظرفشویی بایستم قشنگ پشت مامان می ایستی . خیلی خواستنی تر شدی البته یک کار بد هم یاد گرفتی اونم گاز گرفتنه که بیشتر از همه مامانی رو اذی...
6 مرداد 1392